سید احسان صدر - راه خطا

نوشته شده توسط سعید سوار on . Posted in Uncategorised

راه خطا

 

باب تفضلی که ایزد منان گشاده بود

بر سر درش کتیبه پنهان نهاده بود

پنهان ز دیدگان پر از خواب ما،ولی

پیدا چو روز روشن زیبا و ساده بود

سردرگمی نداشت ره،ولیکن جماعتی

در راه ناصواب و تلاطم فتاده بود

هر یک به کیشی و آئین و مذهبی

از قصه دور گشته و آنش اراده بود

بیراهه رفتن و دعوی و خود سری

درمنجلاب دون،ز کران تا کرانه بود

لامذهبان ز مذهب و ایمان سخن برند

گویی که بندگی و کرامت فسانه بود

اظهار عجز و لابه و اقرار بندگی

دعوی برای ملکت گیتی بهانه بود

....... صدر........

سید احسان صدر - میثاق

نوشته شده توسط سعید سوار on . Posted in Uncategorised

میثاق

 

غریق بحر خیالند دوستان وعجیب

بداین امید عبث در امتنان مجیب

نه جنبشی نه فعل مفیدی نه پروایی

نشسته در پس تویی درانتظار حبیب

الا که نشانی ز طیف غافلان داری

دوا نکند چشم بسته،توتیای طبیب

بسان رود زلال و پیوسته در جوشش

به سوی بحر روان باش، مرد شکیب

درانتظار فرج باش، در کنار معاش

بدان امید که باشی در اقتضای نصیب

برای فتح مرادت بکوش و فاعل باش

که بی عمل ننشیند در آن کرانه رقیب

بجنگ بر سر پیمان خود با دوست

اگر چه چوعیسات برکشند به صلیب

نمانده به تاریخ،نشانی ز سست پیمانان

بسا حکایت میثاق مردمان نجیب

.....صدر.....

 

سید احسان صدر - مردمانه

نوشته شده توسط سعید سوار on . Posted in Uncategorised

مردمانه

 

تقدیم به همه بزرگواران دشتکی:

گر از دشتک بخواهی نیک تصویر

تو را ره می نمایم،گوش جان گیر

در این جا مردمان یکرنگ هستند

ندانند از قضا بویی ز تزویر

هر آنکو در محیطش گام برداشت

عجب گر زآن نگیرد هیچ تأثیر

اساس دشتک از مردانگی هست

تلاش و کوشش و با رای و تدبیر

از آغاز جهان دشتک چنین بود

نکردی اندکی در قصه تغییر

بگفتا سید ابوالقاسم به نیکی

که دشتک را چنین بوداست تقدیر

همه اهلش زرنگ و چاره جو است

نباشد در وفای دوست تقصیر

خدایا رزق مردم را چنان کن

که نسل دشتکی سازند تکثیر

....صدر....

سید احسان صدر - آبادانی

نوشته شده توسط سعید سوار on . Posted in Uncategorised

آبادانی

 

مجمع پر شور یاران دشتک است

بر فراز کوه ساران دشتک است

روضه رضوان و تصویر بهشت

بوستان جوز کاران دشتک است

کوهها از لطف حق پرخیر هست

جای گاه دام داران دشتک است

با نزول آفت و هنگام سیل

مأمن امید واران دشتک است

محفل انس و دعا و ذکر دوست

این دیار روزه داران دشتک است

وقت ایثار و نبرد و گاه جنگ

عرصه چابک سواران دشتک است

همترازی نیست پیدا گرچه هست

بی بدیل،اما هزاران دشتک است

مهد مردانی ز جان بگذشته چون

رستم وگودرز و پیران دشتک است

فصلها را میتوان تشریح کرد

نص مفهوم بهاران دشتک است

اندکی از بازتاب لایزال نور حق

این بهشت روزگاران دشتک است

کبک و تیهو و تذرو و مرغ حق

منشأ صوت هزاران دشتک است

شهر عیاران و سربازان عشق

مدفن آن سربداران دشتک است

گر چه با آن خشک سالی زنده ماند

زنده تر بابرف و باران دشتک است

هر کجا کاخ و سریر و تخت هست

بارگاه سر قطاران دشتک است

باغ و بستان و چمن گلرنگ گشت

میزبان شاد خواران دشتک است

بر فراز دشتها و در میان کوهها

سرزمین چشمه ساران دشتک است

دشتکی،با صدر هم آهنگ باش

کآبرو و قلب ایران دشتک است

....صدر.....

نظرات شما